9:00 - 20:00

ساعات کاری : شنبه تا پنجشنبه

اینستاگرام

تلگرام

 

نگاهی به گردشگری مذهبی در ادیان ابراهیمی

خانه > اخبار  > نگاهی به گردشگری مذهبی در ادیان ابراهیمی

نگاهی به گردشگری مذهبی در ادیان ابراهیمی

محمدطاهر قلی تبار

مسافرت و گردشگری در ادیان مختلف به دلایل مذهبی (مانند زیارت) و غیرمذهبی (مانند کسب علم، تفریح، و…) همواره از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است. مطالعه تاریخ زندگی پیامبران و اولیای الهی بیانگر این واقعیت است که مردان بزرگ اهل کوچ و سفر بوده‌اند و یکی از دلایل توفیق و موفقیت آن‌ها همین امر بوده است؛ چنانکه مولانا دراین‌باره می‌فرماید:

نگر به یوسف کنعان که از کنار پدر / سفر فتادش تا مصر و گشت مستثنا

نگر به موسی عمران که از بر مادر / به مدین آمد و زان راه گشت او مولا

نگر به عیسی مریم که از دوام سفر / چو آب چشمه حیوان‌ست یحیی الموتی

نگر به احمد مرسل که مکه را بگذاشت / کشید لشکر و بر مکه گشت او والا

اگر چه برای گردشگری و مسافرت انگیزه‌های مختلفی وجود دارد ولی بدون شک یکی از پرسابقه‌ترین و مهم‌ترین آن‌ها دین و زیارت است. اساساً ادیان آسمانی به گردشگری یا سفر نگاه مثبتی دارند؛ به‌گونه‌ای که در همه ادیان آداب و توصیه‌هایی که رعایت آن‌ها لازم است برای مسافر ذکر شده است.

 اسلام

در سال ۵۷۰ میلادی مرد آسمانی در مکّه به نبوّت مبعوث شد که خداوند او را خاتم‌الانبیاء (ص) و دین او یعنی اسلام را کامل‌ترین دین تا روز رستاخیز معرفی کرد؛ زیرا ویژگی اسلام این است که نه تنها پاسخگوی تمام نیازهای بشر است بلکه برای همه ابعاد زندگی بشر برنامه دارد و همواره مانند چراغی پرنور انسان را به مسیر کمال ، خوشبختی و آرامش حقیقی رهنمون می‌سازد. از دیدگاه اسلام، انسان موجودی دو بعدی یعنی دارای جسم و روح است، و انسان بی‌روح در حقیقت انسان مرده است؛ لذا همان‌گونه که جسم نیاز به توجّه، تغذیه، پرورش و مراقبت دارد، روح نیز همچنین است و این امر هرگز با سکون، گوشه‌نشینی و رهبانیت حاصل نمی‌شود.

 در طول تاریخ، مسلمانان به گردشگری و مسافرت به دلیل برخی آموزه‌های اسلامی مانند توصیه به سیر در زمین، تبلیغ دین و همچنین برخی ثمرات مادّی و معنوی که بر آن مترتّب بود توجّه ویژه‌ای داشته‌اند.

با مراجعه به آیات و روایات به‌وضوح روشن می‌شود که اگر سفر به نیّت کار، تبلیغ، کسب علم، تفریح و یا هر امر مباح دیگری باشد مورد تأیید است و اسلام نه‌تنها با آن مخالفتی ندارد؛ بلکه برای مراعات حال مسافر در برخی عبادات آسان‌تر نیز می‌گیرد؛ مانند شکسته شدن نماز، برداشتن وجوب روزه و… نکته جالب‌تر آنکه گردشگری در اسلام از چنان جایگاهی برخوردار است که طبق برخی از آیات نورانی قرآن کریم، خداوند متعال برخی از انسان‌ها را به‌خاطر سفر نکردن توبیخ و سرزنش می‌کند؛ چنانکه در سوره حج می فرماید: «أَ فَلَمْ یسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَی الْأَبْصارُ وَ لکنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتی فِی الصُّدُورِ؛[۱] چرا در این سرزمین‌ها سیر نمی‌کنند تا دل‌هایی داشته باشند که با آن بفهمند یا گوش‌هایی که با آن بشوند. آری، دیدگان کور نمی‌شود بلکه دل‌هایی که در سینه‌ها است کور می‌شود.» آیت‌الله جوادی آملی (حفظه الله) در تفسیر این آیه می‌فرمایند: «… فرمود چرا شما گردشگری ندارید، چرا میراث فرهنگی را نمی‌بینید، چرا به در و دیوار عالَم سری نمی‌زنید، چرا به روستا و شهر نمی‌روید که عاقل شوید نه بازیگر، متنبّه بشوید و ببینید حسابی در عالَم هست، کتابی در عالَم هست…»[۲]

فواید سفر از منظر اسلام

می‌توان در یک تقسیم‌بندی کلّی سفر را در اسلام به دو قسم زیارتی (اعم از واجب مانند حج و مستحب مانند زیارت حرم اهل‌بیت ع) و غیر زیارتی (تفریح، تجارت و…) تقسیم کرد.

۱- گردشگری زیارتی

یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین اهداف گردشگران، زیارت اماکن مقدس و بازدید از بقاع متبرکه است؛ به‌گونه‌ای که سالانه میلیون‌ها نفر از گردشگران بین‌المللی با اهداف دینی یا معنوی به شهرهای گوناگون مسافرت می‌کنند. برخی با تمایز قائل شدن بین زائر و گردشگر، اصل گردشگری زیارتی را انکار کرده و مسافرانی که با انگیزه دینی مانند زیارت اماکن مقدّس به شهر یا کشور دیگر مسافرت می‌کنند را توریست یا گردشگر به‌حساب نمی‌آورند. این در حالی است که تفاوت قائل شدن بین آن‌ها می‌تواند از عدم اطلاع کافی و عدم فهم دقیق از گردشگر و گردشگری ناشی بشود؛[۳] زیرا طبق تعریف سازمان جهانی گردشگریِ سازمان ملل، هرکس بدون قصد کسب درآمد حداقل یک روز و حداکثر یک سال به محلی غیر از وطنش (محل زندگی) مسافرت کند گردشگر است، خواه مقصد یک مکان تفریحی مانند ساحل و جنگل باشد و یا یک مکان مقدّس مانند مسجد و کلیسا. اگرچه نیت گردشگران مذهبی با سایر گردشگران فرق دارد، ولی تفاوت نیّت تأثیری در تعریف ندارد. هر دو مکان جدیدی را تجربه می‌کنند، هر دو به‌نوعی باعث رونق اقتصاد مقصد می‌شوند، هر دو نیاز به راهنما دارند (هرچند راهنمای تور مذهبی معمولاً باید با گروه هم‌کیش و آیین باشد) و…

در اسلام به‌ویژه در مذهب شیعه، زیارت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا علاوه بر اینکه یک عمل عبادی و تعظیم شعائر الهی محسوب می‌شود، دارای ثمرات معنوی فراوانی هم هست؛ مانند بهره‌مندی از شفاعت، ارتقاء درجه، نورانیت باطن، رستگاری و…

مهم‌ترین اماکن مقدّس اسلام عبارت‌اند از: کعبه مکرّمه، مسجدالنبی (ص) در مدینه منوّره، حرم‌های اهل‌بیت (ع) و…

۲- گردشگری غیر زیارتی

هرچند غالباً مسلمانان اهل سفرهای دینی و معنوی هستند، امّا طبق آیات قرآن کریم و روایات اهل‌بیت (ع) سفر غیر زیارتی که به اهداف گوناگونی انجام می‌شود نیز فواید متعدّدی دارد که توجه به آن‌ها می‌تواند انسان را به این امر ترغیب کند. برخی از ثمرات گردشگری که در منابع اسلامی نقل شده‌اند عبارت‌اند از:

الف: عبرت

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کیفَ کانَ عاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ کانَ أَکثَرُهُمْ مُشْرِکین؛ بگو: «در زمین سیر کنید و بنگرید عاقبت کسانی که قبل از شما بودند چگونه بود؟ بیشتر آنها مشرک بودند!. »[۴] اگرچه بسیاری از انسان‌ها اهل عبرت گرفتن نیستند. چنانکه حضرت امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «مَا أَکثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَار؛ چه فراوان است عبرت‌ها و چه اندک‌اند عبرت‌گیران»؛[۵] اما بی‌شک سیاحت و سفر مقدمه‌ای است برای دیدن و می‌تواند نقش مؤثری را در بیداری و عبرت گرفتن افراد ایفا کند.

ب: سلامتی

اسلام برای سلامتی جسم و روح ارزش فراوانی قائل است و با حرام دانستن آسیب رساندن به آن‌ها با دستوراتی انسان را در چگونگی رفتار با آن‌ دو راهنمایی می‌کند. یکی از تعالیم اسلام برای سلامتی روح و روان، سیاحت و گردشگری است. پیامبر اکرم (ص) دراین‌باره می‌فرمایند:‌ «سَافِرُوا تَصِحُّوا؛ مسافرت کنید تا سلامت باشید.»[۶] [WU1] شاید حکمت این مسئله آن باشد که مسافرت و تغییر محیط در بسیاری از موارد علاوه بر کاستن اضطراب و استرس‌های ناشی از مشکلات زندگی روزمره به روح و روان انسان نشاط و جان تازه بخشیده و موجب حفظ وبهبود سلامتی می‌شود.

ج: رشد و یا ازدیاد عقل

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:‌ «سَافِرُوا فَإِنَّکمْ إِنْ لَمْ تَغْنَمُوا مَالًا أَفَدْتُمْ عَقْلًا؛ مسافرت کنید که اگر مالی به دست نیاورید بهره عقلانی می‌برید.»[۷][WU2]  بهره عقلانی به این است که در سفر بر تجربه و دانش انسان افزوده می‌شود. تجربه نشان داده است، معمولاً افرادی که اهل سفر و گردش هستند به‌مرور پختگی، بصیرت و واقع‌بینی به دست می‌آوردند که آن‌ها را از سایرین متمایز می‌سازد.

د: شناخت افراد

قَالَ النبیّ (ص): «السَّفَرُ مِیزَانُ الْقَوْمِ؛ سفر میزان مردم است. یعنی انسان در سفر دیگران را می‌شناسد.»[۸] [WU3] 

یهودیت

در آیین یهودیت به سفر زیاد اشاره شده است؛ چنانکه سفر پیدایش، نخستین سِفرِ کتاب مقدس درباره مسافرت حضرت آدم و حوا (ع) به زمین است و یا سفر خروج به مسافرت چهل‌ساله یهودیان به صحرای سینا اشاره دارد. در دین یهود به اجتماع انسان‌ها بسیار تأکید شده و یکی از دلایل دستور به سفر، اجتماع انسان‌ها در کنار هم و انجام مراسم دینی به‌صورت جمعی است؛ چراکه تأثیر معنوی بیشتری خواهد داشت.[۹]

طبق کتاب مقدس یهودیان، آن‌ها باید سه بار در سال به زیارت یهوه، خدای بنی‌اسرائیل در معبد اورشلیم بروند؛ در عید فصح، شاووت و شوکوت. البته امروزه در یهودیت سفرهای زیارتی به مکان‌های مقدس (اورشلیم) به‌طور گسترده‌ای با جشن‌های بزرگداشت وقایع گذشته عوض شده که می‌تواند به‌طور مجازی در هر مکانی صورت پذیرد.[۱۰]

مسافرت در یهودیت دستورات و آدابی دارد؛ مثلاً گفته شده است که فرد هنگامی‌که خانه‌اش را برای سفر ترک می‌کند به هنگام خارج شدن دعا می‌خواند…،[۱۱] امّا برخی نکات و دستورات هستند که در مسافرت و گردشگریِ یک گردشگر یهودی تأثیر فراوان دارند به‌عنوان مثال:

۱- یوم السبت یعنی روز هفتم هفته، یهودیان از هر کاری منع شده‌اند.

– اجازه مسافرت در روز شنبه را ندارند (لذا یا باید یکشنبه عازم سفر شوند یا اینکه طوری برنامه‌ریزی کنند که شنبه در مقصد باشند)؛

– آتش روشن کردن در شنبه جایز نیست (درنتیجه، نمی‌توانند غذا درست کنند مگر از آتش روز قبل استفاده کنند)؛

– چون از نوشتن منع شده‌اند نمی‌توانند برای امور مربوط به هتل و… امضا کنند.

۲- یهودی‌ها فقط از غذای حلال[۱۲] که طبق ضوابط یهودیت مصرف آن جایز است استفاده کنند.

اماکن مقدّس در یهودیت

اگرچه در یهودیت نیز مانند سایر ادیان ابراهیمی برخی از اماکن از قداست خاصی برخوردارند (که به آن اشاره خواهیم کرد)، امّا با این وجود در این دین، مکان‌ها در درجه اوّل اهمیت قرار ندارند، بلکه زمانِ یک اتفاق، مهم‌تر از آن است؛ لذا برخلاف کلیساها، کنیسه‌ها مکان‌های مقدسی شمرده نمی‌شوند.[۱۳] همچنین ارزش یک مراسم دینی، بیش از آنکه به مکان آن وابسته باشد، به تعداد شرکت‌کننده‌های آن بستگی دارد.[۱۴] برخی از اماکن مقدّس یهودی‌ها عبارت‌اند از:

  • بیت‌المقدس (اورشلیم): بیت‌المقدس (اورشلیم) یکی از قدیمی‌ترین زیارتگاه‌های ادیان توحیدی است که مکان اصلی زیارتی یهودی‌ها است. بیت‌المقدس برای پیروان همه ادیان ابراهیمی ازجمله مسلمانان مقدّس است.
  • کوه موسی (ع) در صحرای سینا: یهودیان بر این باورند کوهی که در طور سینا واقع است و ۳۲۰ کیلومتر از منطقه «عیون موسی» فاصله دارد و ارتفاع آن به ۷۶۰۰ پا می‌رسد، همان کوهی است که خدای تعالی با موسی علیه‌السلام در آن سخن گفت و الواح مقدس را بر او فرو فرستاد. ازاین‌رو، یهود کوه سینا را طی قرن‌ها تقدیس کرده و آهنگ زیارت آن نموده و آن را از مقدسات خود شمرده است. این کوه برای آنان به‌مثابه کعبه برای مسلمانان است. عدد کسانی که از بیست میلیون یهودی مشقت حج این کوه را تحمل می‌کنند، کم نیست و این کوه به‌صورت یکی از اماکن مقدس یهود درآمده است.[۱۵]
  • بئر الحیّ (چاه مقدّس): فرقه‌ای از یهود، منطقه‌ای را که چاه مقدس قرار دارد تقدیس می‌کنند و به‌سوی آن حج می‌گزارند. این فرقه، عقیده دارند که اینجا سرزمین جد اعلایشان اسحاق، فرزند ابراهیم خلیل علیه‌السلام است که در آن شهر می‌زیسته و بدرود حیات گفته است. در تورات آمده است: پس از مرگ ابراهیم علیه‌السلام، خداوند مقام نبوت را به پسرش اسحاق داد و اسحاق در کنار «بئر الحیّ الرائی» اقامت گزید و نیز در تورات است که اسحاق در حیات پدر با مردم این سرزمین وصلت کرد و مادر وی ساره نام داشت. در خصوص ازدواج اسحاق با رِبِکا (به عربی: رفقه) ، تورات داستانی را آورده که این مکان و آب چاه حیّ را در نگاه یهود قداست خاصی بخشیده است. منطقه «چاه حیّ» در نزدیکی شهر الخلیل واقع است و الخلیل در ۴۴ کیلومتری بیت‌المقدس قرار دارد که همان شهر «حبرون» قدیم است و قبر ابراهیم خلیل علیه‌السلام و همسرش ساره و اسحاق و یعقوب و «رفقه» همسر اسحاق در آن است و مسجد و معبد بزرگی این قبرها را دربرگرفته است. این پنج تن جایگاه خاصی در نظر برخی یهودیان دارند و لذا قبرهایشان را تقدیس نموده و به زیارتشان می‌آیند و همچنین محلّی است برای آهنگ حج و وسیله تقرب به خدا و تقدیم قربانی و نذورات و هدایا و خواندن دعا و گریه و زاری برای برآمدن حوائج و تحصیل رضای خداوند.[۱۶]
  • معبد «ایل» در نزدیکی نابلس: «فرقه سامری» این معبد را تعظیم می‌کنند. این‌ها به‌جز به «سِفرهای پنجگانه» (پنج سفر تورات) که بخشی از عهد قدیم است، ایمان ندارند و به رستاخیز و روز قیامت مؤمن نیستند. ابن حزم در کتاب ملل و نحل می‌نویسد: «آن‌ها همه نبوت‌های بنی‌اسرائیل پس از موسی علیه‌السلام و یوشع را تکذیب می‌کنند و شمعون و داود و سلیمان و اشعیا و الیسع و الیاس و عاموس و حَبَّقوق و زکریا و ارمیا و دیگر پیامبران را قبول ندارند. آن‌ها می‌گویند شهر قدس همان نابلس است و هجده میل با بیت‌المقدس فاصله دارد. آن‌ها برای بیت‌المقدس عظمت و حرمتی قائل نیستند. در شام زندگی می‌کنند و خروج از آنجا را جایز نمی‌دانند. معبد ایل که یعقوب آن را در کنعان بنا کرد، نزدیکی نابلس واقع شده که بنی‌اسرائیل به حج آن می‌آمده‌اند تا هنگامی‌که سلیمان در قدس هیکل را بنا نهاد و جایگاه آن معبد همچنان موردتوجه بود تا اینکه مملکت سلیمان پس از مرگش به دو بخش تجزیه شد:

الف: سامره شمالی که مردم این کشور با خاندان داود و سلیمان در جنوب خصومت داشتند و خود را اسرائیل می‌نامیدند و در حج آهنگ بیت ایل را می‌کردند.

ب: یهودا که از نسل داود و سلیمان بودند و در حج آهنگ هیکل سلیمان در «اورشلیم» را می‌کردند و این نامی است که از زمان سلیمان بدان اشتهار داشته است؛ و در این گذرگاه قبر یوسف قرار دارد و چاه یعقوب در نزدیکی آن واقع است؛ و اما قبله‌ای که فرقه سامره به‌سوی آن توجه دارند، کوهی است به نام «غریزیم» که میان بیت‌المقدس و نابلس واقع است. می‌گویند خدای متعال داود را به ساختن بیت‌المقدس در کوه نابلس فرمان داد و این همان کوه طور است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت، سپس داود رهسپار «ایلیا» شد و آنجا «بیت ایل» را بنا نهاد و بدین‌سان مرتکب خلاف و ستم گردید. سامریان به این قبله توجه دارند و با یهودیانی که قبله‌شان بیت‌المقدس است، مخالف‌اند. مقصود از کلمه «ایل» خداست و بیت ایل یعنی خانه خدا. این معبد در مجاورت کوهی و نخلی قرار دارد. کوه را همانند کوه عرفات دانسته و معبد را چون کعبه؛ و نخل را چون «عُزّی» که در وادی «بطن نخله» قرار داشت و خالد بن ولید به‌فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را قطع کرد. چون مردم جاهلیت حج آن می‌کردند و نذورات و هدایا بر آن می‌آویختند. فرقه سامره آداب دیگری مانند طواف و قربانی دارند و بالای آن کوه می‌روند و بر آن وقوف می‌کنند و نذورات و هدایایی برای آن درخت مقدس دارند تا حاجاتشان برآورده شود![۱۷]

گردشگری نوستالژیک

یکی از انواع گردشگری‌ که یهودیان به آن علاقه‌مندند گردشگری نوستالژیک است؛ مثلاً مسافران یهودی پس از ورود به سرزمین فلسطین ابتدا به سراغ مکان‌های مذهبی چون دیوار ندبه (تنها دیوار باقی‌مانده از معبد) می‌روند، اما نباید از نظر دور داشت که چنین بازدیدهایی صرفاً به‌خاطر دلایل مذهبی نیست و انگیزه‌های فرهنگی و تاریخی نیز دارد. هرچه میل و اشتیاق یهودیان به درک گذشته و شناخت اجدادشان بیشتر می‌شود، میزان زیارت نوستالژیک نیز افزایش می‌یابد. بازدید از آرامگاه‌های اجداد یکی از متداول‌ترین انواع زیارت نوستالژیک است.[۱۸]

به‌طورکلی، یهودی‌ها بسیار مسافرت می‌کنند و مکان‌های گردشگری مربوط به آن‌ها جزو پربازدیدترین مکان‌های دنیا محسوب می‌شوند؛ به‌طور مثال موزه تاریخ یهودیان آمریکا در فیلادلفیا سالانه حدود ۴۰۰۰۰ بازدیدکننده را به خود جذب می‌کند که بیش از دوسوم آن‌ها یهودی هستند.[۱۹]

مسیحیت

طبق برخی از اقوال، علت اینکه به حضرت عیسی (ع)، مسیح می‌گویند سیّاح بودن ایشان است؛ زیرا «کان یذهب فی الأرض، فأینما أدرکه اللیل صف قدمیه و صلی حتی الصباح؛ حضرت (ع) در زمین راه می‌رفت و می‌گشت، آنگاه‌که شب فرامی‌رسید تا به صبح به عبادت می‌ایستاد.»[۲۰]

امام صادق (ع) درباره سیّاح بودن حضرت عیسی (ع) می‌فرمایند: «إِنَّ عِیسَی ابْنَ مَرْیمَ کانَ مِنْ شَرَائِعِهِ السَّیحُ فِی

الْبِلَاد؛ همانا از جمله مقررات دینی عیسی بن مریم گردش در شهرها بود.»[۲۱]

سفر و گردشگری را نمی‌توان از مسیحیت جدا کرد؛ زیرا عیسی مسیح (ع) خود یکی از پیامبرانی بود که در طول زندگی همواره جهت تبلیغ دین و ارشاد مردم در حال سفر بود. در گفتگوی یک مرد یهودی با امیرالمؤمنین (ع) این‌چنین آمده است که: «قَالَ لَهُ الْیهُودِی فَإِنَّ عِیسَی یزْعُمُونَ أَنَّهُ کانَ سَیاحاً فَقَالَ لَهُ عَلِی ع لَقَدْ کانَ کذَلِک؛[۲۲] یهودی گفت می‌گویند عیسی سیاح بود. علی علیه‌السلام فرمود: صحیح است.»

امروزه که صنعت گردشگری به‌واسطه امکانات و تسهیلات فراوانی که به وجود آمده رونق فراوانی دارد، مسیحیان به سفر و گردشگری اهتمام ویژه‌ای دارند و برخی از نویسندگان مسیحی رونق گرفتن مسافرت و گردشگری را از جمله پیشگویی‌های حضرت عیسی (ع) می‌دانند که پس از ۲۰۰۰ سال به وقوع پیوست. گفته شده است روزی عده‌ای نزد حضرت عیسی (ع) گردآمده بودند و از ایشان درباره نشانه‌های آمدن او و پایان دنیا (منظور پایان ظلم است نه نابودی دنیا) پرسیدند که ایشان (ع) چند نشانه را بیان کردند از جمله اینکه در آن زمان مسافرت‌ها افزایش می‌یابد.[۲۳] شاید در آن زمان تصوّر درستی از این مطلب وجود نداشت؛ چراکه به علت نبودن وسایل حمل‌ونقل و… سفر بسیار دشوار و پرزحمت بود، ولی امروزه با امکانات و وسایل پیشرفته‌ای که وجود دارد روزانه میلیون‌ها انسان در حال مسافرت و گردشگری هستند.

در مسیحیت علاوه بر توصیه به مسافرت، مهان‌پذیری نیز یک عمل خیر و گواه دین‌داری محسوب شده است؛ لذا طبق دستورات مسیحیت، به مهمان باید خوش‌آمد گفت و با مهربانی رفتار نمود.[۲۴]

طبق آیین کاتولیک، ارتباط خدا و انسان مانند رابطه دو انسان است با این تفاوت که یکی از آن‌ها کمالِ مطلق و دیگری ناقص است. انسان ناقص به اراده خالق قادر و شبیه به خود او خلق شده و خداوند به او اراده آزاد بخشیده تا بتواند مأموریت خود را انجام دهد و بر اساس نقشه و دستوراتی که خداوند داده خود را به کمال برساند. خداوند به انسان موهبتی بخشیده تا بتواند انسانیت خود را به کمال و به هرچه بیشتر شبیه او شدن نزدیک کند. برای این کار، خدا ابزارهای موردنیاز انسان را در اختیار او گذاشته است. این ابزار از جنبه فیزیکی همان قدرت تعقل و اراده است و در سطح متافیزیکی، ظهور مسیح و بخشایندگی بی‌حصر اوست. انجیل، کمال مطلوب و نحوه رسیدن به آن را توجه به ذات و طبیعت انسان بیان می‌کند. رسیدن به کمال مستلزم طی کردن مسیری است که بخشی از آن جنبه جغرافیایی دارد و به مسیرهایی که عیسی در طول حیات خود از آن‌ها عبور کرده مربوط می‌شود. پیروان آیین مسیح بر این باورند که این مسیرها و آنچه عیسی حین عبور از آن‌ها دیده است می‌تواند الهام‌بخش آن‌ها در مسیر رسیدن به کمال مطلوب باشد. در ابتدای شکل‌گیری مسیحیت این مکان‌ها نخستین و مهم‌ترین مکان‌های مقدس بوده‌اند و بعدها به مکان‌های مقدس مسیحیان کاتولیک تبدیل شده‌اند.[۲۵]

در آیین مسیحیت هرجا که عیسی (ع) نماز خوانده یا او و مادرش عذرا (ع) ظاهر شده‌اند، عنوان مقدّس گرفته است. جامعه مسیحی، اماکنی را که یاد و خاطره مسیح را تداعی می‌کند و از شخص او یا شخصیت مادرش مریم، در رهگذر تاریخ به امروز جلوه و نمودی دارد، برای اعیاد سالیانه و آداب دینی و حج برگزیده‌اند.[۲۶]

اماکن مقدّس در مسیحیت

  • بیت‌المقدس: برخی از مسیحیان به‌سوی بیت‌المقدس در فلسطین جایی که صلیب اصلی عیسی بن مریم (ع) قرار دارد، رهسپارند و با این حرکت به سنت ملکه «هیلانه» تأسی می‌جویند. در هیچ‌یک از نصوص تورات، انجیل و دیگر آثار معتبر، نشانه‌ای از حج به بیت‌المقدس وجود ندارد و این تنها سنتی است که به علل خاصی رایج شده است. عامل اساسی این را در تبعیت از سنت ملکه «هلن» مادر امپراتور قسطنطنیه باید جستجو کرد که چوبه داری را که حضرت عیسی بر آن به دار آویخته شد، کشف کرد و آن روز را روز مبارک و عید مسیحی قرار داد که باعث شد، مسیحیان همه‌ساله در آن روز حج گزارند. روزی که به عود مقدس موسوم است.[۲۷]
  • کلیسای لورد فرانسه: برخی از مسیحیان در «لورد» فرانسه، جایی که معتقدند حضرت مریم برای آنان تجلّی کرده، حج می‌گزارند. زیارت این کلیسا در سال ۱۸۵۸؛ یعنی هجده قرن پس از میلاد مسیح (ع) رایج شد و منشأ آن این بود که یکی از راهبه‌های کلیسا مدّعی شد مریم عذرا را درحالی‌که در جوار غاری قرار داشته مشاهده کرده که در نزدیکی آن کلیسا تجلی نموده است. «لورد» شهری است در بخش جنوب غربی فرانسه که در قرون وسطی موقعیت مهم استراتژیک داشت. از سال ۱۸۵۸ م. به‌صورت زیارتگاه مسیحیان در آمده است و بیماران کاتولیک به‌قصد استشفا بدان‌جا رهسپار می‌شوند؛ زیرا شایع شده بود که مریم بارها در آنجا تجلی کرده و دختر جوانی به نام بردات وی را مشاهده کرده است.[۲۸]
  • عبادتگاه «بانوی ما» در ناک: ناک یک روستای باتلاقی گمنام و کوچک از توابع شهرستان مایو است. در ۲۱ آگوست سال ۱۸۷۹، جلوه‌ای از مریم مقدّس، سنت جوزف و سنت جان در این شهر پدیدار شد که با نور روشن کم‌فروغی نیز همراه بود. تجلّی این سه تن که نور آن‌ها از چندین مایلی اطراف نیز قابل‌مشاهده بود، در حدود دو ساعت به طول انجامید و بیست نفر نیز شاهد آن بودند. این رویداد را کمیسیون تحقیق تأیید کرد؛ بنابراین سیل عظیمی از زائران دینی را به ایرلند سرازیر کرد. جمعیت بسیار زیادی برای شفا گرفتن به ناک هجوم آوردند و البته گفته می‌شد افراد زیادی نیز شفا پیدا کردند. واتیکان پس از ۵۰ سال، تأثیرات معنوی عبادتگاه ناک بر زائران را به رسمیت شناخت و پس از آن چهار پاپ اعظم نیز از آن بازدید کردند. امروزه ناک یکی از بزرگ‌ترین زیارتگاه‌های اروپا محسوب می‌شود و اگرچه از بازدیدکنندگان آن آمار دقیقی در دست نیست، اما به‌طورمعمول، سالانه حدود ۵/۱ میلیون نفر از آن دیدن می‌کنند.[۲۹]

نتیجه‌گیری

گردشگریِ مذهبی یکی از قدیمی‌ترین و پرطرفدارترین انواع گردشگری است که همه‌ساله میلیون‌ها انسان معتقد به ادیان الهی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) را با اهداف دینی و معنوی به مسافرت و گردشگری ترغیب می‌کند. اگرچه گردشگری و مسافرت در میان تمام ادیان ابراهیمی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، ولی آیات و روایات فراوانی که در منابع اسلامی آمده است نشان می‌دهد اسلام نگاه جامع‌تر و دقیق‌تری به موضوع گردشگری یا سفر دارد.

 به‌طورکلی، گردشگری مذهبی یک فرصت طلایی است که اگر مغتنم شمرده شود علاوه بر ثمرات مادی که قطعاً به همراه خواهد داشت، ثمرات معنوی را هم در پی دارد که باعث به وجود آمدن جهانی زیباتر، معنوی‌تر و امن‌تر خواهد شد.

فهرست منابع

قرآن کریم

– ابن منظور، لسان العرب، نشر صادر، بیروت.

– اسکات، نوئل، گردشگری در جهان اسلام، نشر مهکامه، تهران، ۱۳۹۳٫

– پورخاقان، مرضیه، اهمیت توسعه گردشگری مذهبی در بین یهودیان ایران، سومین کنفرانس بین‌المللی توسعه پایدار، راهکارها و چالش‌ها با محوریت کشاورزی، منابع طبیعی، محیط‌زیست و گردشگری، ۱۳۹۵، تبریز، دبیرخانه دایمی کنفرانس، https://www.civilica.com/Paper-ICSDA03-ICSDA03_259.html

– تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه (فرهنگ الفبایی مهدویت)، نشر میراث ماندگار، قم، ۱۳۸۷٫

– جهانیان، منوچهر، مبانی گردشگری و معنویت برآمده از دین با تأکید بر زیارت، دومین کنفرانس بین‌المللی گردشگری و معنویت، ۱۳۹۵، تهران، دانشگاه علم و فرهنگ، https://www.civilica.com/Paper-ICOTS02-ICOTS02_014.html

 – تیموتی، دالن جی.؛ السن، دانیل اچ.، گردشگری دین و سفرهای معنوی، نشر جامعه‌شناسان، چاپ اول، ۱۳۹۲٫

– شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق.

– کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (ط – الإسلامیه)، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.

– مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج ۱۰، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.

– طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق – قم، چاپ: چهارم، ۱۴۱۲ ق / ۱۳۷۰ ش.

– موسوی، عبداله زاده، کشکولی، گردشگری مذهبی (ماهیت و مفاهیم)، نشر آراد کتاب، چاپ اول، ۱۳۹۴٫

– مؤمن، ماجده؛ رهبر، محمدتقی، حج در آیین یهود، ۱۳۸۱٫


[۱]. حج، ۴۶٫

[۲]. درس تفسیر آیت‌الله جوادی آملی (حفظه الله) ۱۸/۱۲/۱۳۸۹٫

[۳]. ر.ک: تیموتی، السن، گردشگری دین و سفرهای معنوی، ص ۲۰٫

[۴]. روم، ۴۲٫

[۵] شریف الرضی، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص ۵۲۸٫

[۶]. طبرسی، مکارم الأخلاق.ص ۲۴

[۷]. همان

[۸]. همان

[۹]. جهانیان، مبانی گردشگری و معنویت برآمده از دین با تأکید بر زیارت.

[۱۰]. موسوی، عبدالله زاده، کشکولی، گردشگری مذهبی (ماهیت و مفاهیم)، ص ۲۳۶٫

[۱۱]. جهانیان، پیشین.

[۱۲]. kosher

[۱۳]. تیموتی، السن، گردشگری دین و سفر های معنوی، ص ۱۶۸٫

[۱۴]. پورخاقان، اهمیت توسعه گردشگری مذهبی در بین یهودیان ایران.

[۱۵]. مؤمن و رهبر، حج در آیین یهود.

[۱۶]. همان.

[۱۷] همان

[۱۸]. تیموتی، السن، پیشین، ص ۱۷۵٫

[۱۹]. همان، ص ۱۷۷٫

[۲۰]. ابن منظور، لسان العرب، ج ۲، ص ۴۹۳٫

[۲۱]. کلینی، الکافی ج ۲، ص ۳۰۶٫

[۲۲]. مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۰، ص ۴۸٫

[۲۳]. تونه‌ای، موعودنامه (فرهنگ الفبایی مهدویت)، ص ۲۰۶٫

[۲۴]. اسکات، گردشگری در جهان اسلام، ص ۵۸،

[۲۵]. تیموتی، السن، پیشین، ص ۲۴۵٫

[۲۶]. موسوی، عبداله زاده، کشکولی، گردشگری مذهبی (ماهیت و مفاهیم)، ص ۲۲۰٫

[۲۷]. همان.

[۲۸]. همان، ص ۲۲۱٫

[۲۹]. تیموتی، السن، پیشین، ص ۱۰۱٫


بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید

*

code